مختار نامه
 
درباره مختار عقاید مختلفی وجود دارد .برخی به او با نظر منفی می نگرند و برخی او را کاملا تایید می نمایند .اما آنچه از مجموع گفته‏ها و روایات استفاده میشود این است که وی فردی مؤمن و معتقد به امامت امام سجاد«علیه السلام» بوده و در هنگام قضیه عاشورا در زندان بوده و پس از آزادی از زندان درصدد انتقام برآمد و قاتلین حضرت سیدالشهداء«علیه السلام» و اصحاب آن حضرت را به قتل رساند.
مختار سال اول هجری در طائف متولد شد و پدرش « ابو عبیده ثقفی» از صحابه است . مادرش «دومه » بارها درخواب ، بشارت داشتن فرزندی شجاع را دیده بود . او هنگام ورود« مسلم بن عقیل» به کوفه مختار میزبان اوست . مختار برای آماده سازی زمینه و سرباز گیری به اطراف کوفه می رود که مسلم با مشکلات کوفه روبرو می شود . بمحض اطلاع مختار به کوفه باز می گردد . و با گروهی از سربازان « ابن زیاد»که خبر کشته شدن مسلم را میدهند می جنگد و فرمانده آن سربازان را می کشد. مختار هنگام واقعه عاشورا در زندان اسیر است . بالاخره با تحمل و رنجها و شکنجه ها از زندان آزاد می شود . بی پروا سخن گفتن او در برابر حکومت ظلم یک خصیصه اخلاقی اوست . مختار در فکر انجام یک کار بنیادی برای حریم ولایت است و به قیام می اندیشد تا زمینه حکومت برای امام سجاد «‌علیه السلام » فراهم شود . مختار هنگام حمله سربازان یزید به مدینه و مکه که بعد از واقعه عاشورا اتفاق افتاد درمکه حضور داشت و مبارزه کرد . او برای کسب اجازه از امام سجاد «‌علیه السلام » نزد «محمد بن حنیفه » ( فرزند امام علی «‌علیه السلام » می رود تا توسط او کسب اجازه کند ( البته برخی این کار را دلیل بر این می دانند که او محمد حنفیه را امام خود می دانسته که پاسخ گفته شده که کار او از روی تقیه بوده است ) .
مختار به سخنرانی و روشنگری مردم می پردازد ، ولی بار دیگر به زندان می رود .وی از طریق سفارش « عبد اله بن عمر» که شوهر خواهر اوست ودر دربار نفوذ دارد آزاد می شود ، البته به شرط سوگند و ضمانت از وی. او هنگامی که آزاد شد، گفت : چقدر نادانند ،گمان می کنند من به این سوگند پایدار خواهم ماند .
مختار توانست فرزند مالک اشتر یعنی: ابراهیم بن مالک اشتر را نیز همراه خود سازد . در این زمان در کوفه درگیرهای درون شهری انجام می شد که بالاخره منجر به فتح کوفه گردید . جالب است بدانید که اکثریت آنانی که به مختار پیوسته بودند ایرانی بودند . مختار در کوفه به ساماندهی حکومت پرداخت و آماده نبرد با لشکریان شام به فرماندهی عبید اله بن زیاد و منافقان داخلی شد .
در نبردی سپاه هزار نفری عبید اله ، سپاه 3 هزار نفری مختار به فرماندهی یزیدبن انس طی دو مرحله نبرد ، به پیروزی رسیدند . مختار دنبال انتقام از قاتلان امام حسین «‌علیه السلام » بود . از جمله این افراد شمر ملعون و حرمله بودند . عمر سعد هم که از طریق مردمی ارجمند ، از مختار امان نامه گرفته بود ، بالاخره خودش با رفتارش امان نامه را لغو کرد و سرش از بدن جدا شد .
عبید اله بن زیاد هم طی نبردی کشته می شود و سرش را برای مختار می آورند که او نیز آن را برای امام سجاد «‌علیه السلام » می فرستند . مقر حکومت مختار کوفه است و امویان و زبیریان مردم سست ایمان هر روز بیشتر از قبل بر ضد او موضع می گیرند . مختار لباس رزم می پوشند و به جنگ به زبیریان می رود ، ولی مجبور به عقب نشینی شده و در دار الاماره،درحالی که دشمن مانع رسیدن آب و غذا به آنها بود، قریب چهار به ماه محاصره می شوند. بالاخره در نیمه ماه مبارک رمضان سال 67 هجری ،مختار با 19 نفر از افرادش تصمیم به آخرین یورش می گیرند . او غسل می کند و با همسرش و داع کرده و به خود عطر می زند .در دار الاماره باز می شود و او بادهان روزه شهادت را در آغوش می کشد .
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در دوشنبه 1389/08/17 ساعت 7 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

جبرییل اولین موذن

در تفسیر على بن ابراهیم از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده است که فرمود: پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: وقتى به معراج رفتم و به سدرة المنتهى رسیدم ... ناگاه مشاهده کردم فرشته اى اذان مى گوید: آن فرشته اى اذان مى گوید: آن فرشته در آسمان قبل از آن شب دیده نشده بود.

فرشته گفت : الله اکبر، الله اکبر. خداوند فرمود: بنده ام راست مى گوید؛ من بزرگترم (از آنکه به وصف در آیم ).

او گفت : اشهد ان لا اله الا الله ، اشهد ان لا اله الا الله . باز خداوند فرمود:

راست مى گوید، خدایى جز من نیست .

ادامه داد: اشهد ان محمدا رسول الله ، اشهد ان محمدا رسول الله . فرمود: راست مى گوید، محمد بنده من و پیامبرى است که او را برگزیده ام .

گفت : حى على الصلوة ، حى على الصلوة . فرمود: راست مى گوید بنده ام دعوت مى کند به دستور واجبم ، هر که با رغبت و میل به امید ثواب بسوى این دستور بشتابد کانت کفارة لما مضى من ذنوبه نماز کفاره گناهان گذشته او است .

باز فرشته گفت : حى على الفلاح ، حى على الفلاح . خداوند فرمود: آرى ، نماز صلاح و نجاح و فلاح است .

پس از آن من امامت ملائکه را عهده دار شدم و نماز جماعتى با فرشته ها خواندم . چنانکه قبلا امامت انبیاء را در بیت المقدس کرده بودم . (8)

اما اذان جبرئیل که قبل از سدرة المنتهى گفته شد چنین است : پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود جبرئیل در شب معراج مرا به محلى رسانید، پرسید: مى دانى در کجا هستى ؟ گفتم : نه : اینجا بیت المقدس ‍ است ؛ بیت الله اقصى . در اینجا حشر و نشر است . جبرئیل در بیت المقدس ‍ بپا ایستاد و انگشت سبابه دست راست خود را در گوش راست نهاد و شروع به گفتن اذان نمود، دو جمله دو جمله (یعنى مثلا الله اکبر، الله اکبر که در آخر آن دو بار گفت حى على خیر العمل اذان که تمام شد اقامه را شروع کرد، باز دو جمله دو جمله ، اقامه را نیز پایان داد و در آخر آن دو مرتبه گفت : قد قامت الصلوة انبیاء دعوت جبرئیل را لبیک گفتند و چهار هزار و چهارصد نفر از انبیاء جمع شدند و هر کدام در محل خویش در صفى ایستادند. من چنین پنداشتم که جبرئیل اقامه نماز خواهد کرد. اما وقتى صف ها مرتب شد، بازویم را گرفت و گفت : یا محمد! پیش برو و بر برادران خویش نماز بگزار. تو خاتمى و خاتم بر مختوم (کسانى که پیش از تو آمده اند) مقدم است . (9)

پس اولین اذان توسط جبرئیل در بیت المقدس و اذان دوم توسط فرشته مخصوص در سدرة المنتهى گفته شد. باور کردنى نیست چنین شعارى با جملاتى که فقط مى تواند انشاء و ابداع خدا باشد (که از طریق وحى بوسیله پیک بزرگ خداوند، جبرئیل ، به ما مسلمانان ارزانى شده ) با خواب عبدالله بن زید و... ابداع گردیده باشد.

 نبی اکرم ( ص ) می فرمایند:

 با خانواده خود بسر بردن , از گوشه مسجد گرفتن , نزد خداوند پسنديده تر است .

 

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در سه شنبه 1388/06/31 ساعت 6 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام
 

 

باور نمي کنم که شمشيري پرکينه، اقيانوسي را توان شکافتن داشته باشد. باور نمي کنم که ضربتي نفاق آميز، خورشيد را از نورانيت اندارد. و امشب سرخ ترين پرواز نماز، از رواق خون گرفته محراب بندگي است. شب جان سوزترين ناله هاي نخلستان!

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در چهارشنبه 1388/06/18 ساعت 10 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

 چرا نمازم را به فارسی نخوانم؟!

چند وقت بود من هم به این فکر می کردم چرا من که فارسی زبانم نمازم رو به عربی بخونم
و امروز جوابم رو گرفتم.

________________________________________
________________________________________

بسم اللّه الرحمن الرحیم
(کمی طولانی هست ولی جالبه)
 
خاطره استاد دكتر محمد جواد شریعت با مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب اصفهانی  در رابطه با  راز عربی بودن نماز:

سال یكهزار و سیصدو سی و دو شمسی بود من و عده ای از جوانان پرشورآن روزگار، پس ازتبادل نظر و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم كه چه دلیلی دارد نمازرا به عربی بخوانیم؟
چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به زبان فارسی بخوانیم و همین كار را هم كردیم.
والدین كم كم از این موضوع آگاهی یافتند و به فكر چاره افتادند، آن ها پس از تبادل نظر با یكدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این كار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند، چون پند دادن آن ها مؤثر نیفتاد، ما را نزد یكی از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می خوانیم، به شیوه ای اهانت آمیز نجس و كافرمان خواند.
این عمل او ما را در كارمان راسخ تر و مصرتر ساخت. عاقبت یكی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فكر انداخت كه ما را به محضر حضرت آیت الله حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فكر مورد تأیید قرار گرفت. آن ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند، او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند .
در روز موعود ما راكه تقریباً پانزده نفربودیم، به محضرمبارك ایشان بردند، در همان لحظه اول، چهره نورانی وخندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم كه با شخصیتی استثنایی روبرو هستیم.
 آقا در آغاز دستور پذیرایی ازهمه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما كه به فارسی نماز نمی خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آن ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یكی یكی خودتان را معرفی كنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته ای درس می خوانید، آنگاه به تناسب رشته و كلاس ما، پرسش های علمی مطرح كرد كه پاسخ اغلب آن ها از توان ما بیرون بود.
هركس از عهده پاسخ برنمی آمد، با اظهار لطف وی وپاسخ درست پرسش روبرو می شد. پس از آن كه همه ما را خلع سلاح كرد، فرمود:
والدین شما نگران شده اند كه شما نمازتان را به فارسی می خوانید، آن ها نمی دانند من كسانی را می شناسم كه _ نعوذبالله _ اصلاً نماز نمی خوانند، شما جوانان پاك اعتقادی هستید كه هم اهل دین هستید و هم اهل همت، من در جوانی می خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشكلاتی پیش آمد كه نتوانستم. اكنون شما به خواسته دوران جوانی ام جامه عمل پوشانیده اید، آفرین به همت شما، در آن روزگار، نخستین مشكل من ترجمه صحیح سوره حمد بود كه لابد شما آن را حل كرده اید. اكنون یكی از شما كه از دیگران مسلط تراست، بگوید بسم الله الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه كرده است.
یكی ازما به عادت دانش آموزان دستش رابالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد، آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه مایك نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند برنمی آمدم.
بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم الله را چگونه ترجمه كردید؟
آن جوان گفت: طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان.
حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نكنم ترجمه درست بسم الله چنین باشد.
درمورد«بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد.
اما «الله» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم )خاص) خدا است و اسم خاص را نمی توان ترجمه كرد؛ مثلاً اگر اسم كسی «حسن» باشد، نمی توان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیباست؛ اما اگر به آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمی آید.
كلمه الله اسم خاصی است كه مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می كنند. نمی توان «الله» را ترجمه كرد، باید همان را به كار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه كرده اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی كامل نیست؛ زیرا «رحمن» یكی از صفات خداست كه شمول رحمت و بخشندگی او را می رساند و این شمول دركلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدای كه در این دنیا هم برمؤمن و هم بر كافر رحم می كند و همه را در كنف لطف و بخشندگی خود قرار می دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن اعطا می فرماید. در هرحال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» درحد كمال ترجمه نیست.
 خوب، «رحیم» را چطور ترجمه كرده اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت الله ارباب فرمود: اگرمقصودتان از رحیم من بود _ چون نام وی رحیم بود_ بدم نمی آمد «مهربان» ترجمه كنید؛ امّا چون رحیم كلمه ای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه كرده بودید، راهی به دهی می برد؛ زیرا رحیم یعنی خدای كه در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می كند. پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده اید، بد نیست؛ ولی كامل نیست و اشتباهاتی دارد. من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم، امّا به همین مشكلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم موضوع خیلی پیچیده تر میشود. امّا من معتقدم شما اگر باز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن فارسی برندارید؛ زیرا خواندنش از نخواندن نمازبه طوركلی بهتر است.
در این جا، همگی شرمنده و منفعل و شكست خورده از وی عذر خواهی كردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نمازبه عربی،نمازهای گذشته را اعاده كنیم.
ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هرطور دلتان می خواهد بخوانید. من فقط مشكلات این كار را برای شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و ازكار خود اظهار پشیمانی كردیم. حضرت آیت الله ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مباركش را بوسیدیم و در حالی كه ما را بدرقه می كرد، خداحافظی كردیم. بعد نمازها را اعاده كردیم و از كار جاهلانه خود دست برداشتیم

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در پنجشنبه 1388/06/12 ساعت 12 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

فرقه های ساختگی و نو پدید

سلام دوستان . امروز که داشتم از وب های مذاهب دیدن می کردم چیزی دیدم که قلب من و هر انسان منصفی رو درد می آورد برای اضطرار موضوع تصمیم گرفتم تا مقاله ای فی البداهه بنویسم مراحل تخصصی ترش را در فرصت دیگر . ان شاءالله
 
موضوع درمورد فرقه های ساختگی است که تاریخش از دویست،سیصد سال تجاوز نمی کند ودر حال حاضر نیز در کشوردر حال فعالیت و به شدت در حال تبلیغ است،حال به چگونگی پیدایش این فرقه می پردازم.
 فرقه ی بهاییت
 این فرقه منشعب شده از فرقه ی شیخیه است که توسط شیخ احمد احسایی در کربلا به وجود امد.شیخ احمد اسلیتا اهل احساءعربستان بوده ونسل در نسل سنی بوده اند اما احمد احسایی شیعه می شود(که اگر شیعه نمی شد بهتر بود)و فرقه شیخیه را در کربلا به وجود می آورد. چگونگی تشکیل شیخیه مجال بحث نیست . از شاگردان احمد احسایی محمد کاظم رشتی بوده که ادامه دهنده ی فرقه ی شیخیه بوده وبعد ها محمد علی باب شیرازی به درسش راه پیدا می کند.
 
موسس فرقه ی بهاییت محمد علی شیرازی ملقب به (باب)است بیوگرافی محمد علی باب از این قرار است.
او در سنین نوجوانی همراه دایی اش ازشیرازبه بوشهرمی رود.دایی اش تاجرمسلک بوده ودر بوشهر همراه دایی به تجارت مشغول می شود.در همین اثناء مشغول به  ریاضت های شاقه واشتباه و خواندن کتاب های سنگین صرفی ونحوی می شود.ریاضت هایش به گونه ای بوده که حتی گفته شده که ساعت در پشت بام خانه ی دایش در آن هوای گرم بوشهر وآن آفتاب سوزنده.زیر آفتاب می نشسته ومشغول ذکر وعبادت می شده.
کار تجارت و تحصیل صرف و نحو وریاضت های شاغه واشتباه همه وهمه دست به دست هم می دهند وکم کم سبب پراکنده گویی وهزایان گویی محمد علی شیرازی  می شود به گونه ای که خانواده دایی اش نگران شده واو را از بوشهر بیرون می کنند .او به نجف رفته و به درس محمد کاظم رشتی  ادامه دهندهی فرقه ی ضاله ی شیخیه راه پیدا می کند.
شیخ احمد احسایی و شاگردش اصول دین که پنج تا است را قبول نداشت وبه جای آن یک اصل دیگر را جایگزین کرده بود.به این گونه که 1.توحید2.نبوت3.امامت4.رکن رابع
رکن رابع چیست؟
احمد احسایی این گونه نظر داشت که پیامبر رابط بین خدا وبشریت است(این درست است)
وبعد از ان امام این کار را برعهده می گیرد.(این هم درست)
ولی می گفت در زمان غیبت باید شخصی به عنوان رابط بین امام ومردم باشد تحت عنوان (باب)یا (باب امام زمان)یا(رکن رابع).
این شخص به خاطر بی سوادی و برداشت های غلط این گونه فکر می کرد اگر کمی مطاله داشت می فهمید که امام زمان (عج)بعد از تمام شدن غیبت صغری در توقیعی به اخرین نایبش فرمودند:شما تا یک هفته ی دیگر می می میری....کسی را به عنوان جانشین انتخاب نکن چراکه غیبت کبری شروع شده ودر غیبت کبری هر کس ادعای دیدن(البته کسانی که قصد سود جویی دارند و اشکارا می گویند:ما امام زمان را دیده ایم. نه برخی علما وبزرگان که تنها به برخی خاصان می گویند) دروغ گو است وآن را تکذیب کنید ومردم در زمان غیبت به روایت کننده های احادیث ما(علما ومراجع)رجوع کنند.......
پس امام زمانی که خود می فرماید :کسی که ادعای دیدن وارتباط بامن را دارد تکذیبش کنید چگونه باب ونایب خاص میگیرد.
بگذریم،محمد کاظم رشتی این نظر راداشت واین عقیده در فکر شاگردش کم کم رسوخ کرد.که آری امام زمان باب می خواهد.
ازشاگردان محمد رشتی 1.اقاکریم خان کرمانی2.پسرش 3.مازندرانی4.محمد علی شیرازی (باب)
اینها به ترتیب درکرمان،در عراق،مازندران،وشیراز شروع به تبلیغ کردند.
بعضی از بهایان می گویند که محمدعلی شیرازی امی یعنی درس نخوانده بوده!!!!!!!!!!که شواهد تاریخی وحتی کتاب مقدسشان(بیان)این را به صراحت رد می کند.که او چند سال شاگرد کاظم رشتی بوده.
محمد علی باب انسان دم دمی مزاج وخوش اشتهایی بوده به گونه ای که در سال اول دعوتش گفته :من باب امام زمان(عج) هستم ،در سال دوم ادعای مهدویت وظهور اخرین منجی کرده ،سال سوم ادعای پیامبری وآورنده ی دین جدید و منسوخ شدن اسلام را کرده و سال چهارم ادعای الوهیت وخدایی کرده که همان سال خبر به گوش امیر کبیر می رسد،دستور به دستگیری او می دهد و اورا برای مناظره با علمای شیعه عازم تبریز می کند.درآن مناظره از جواب گویی به ساده ترین سوالات صرفی نحوی باز می ماند.ودر مقابل علما که از او سندهایی برای ادعای مهدویت، نبوت وخدایش می خواهند سکوت می کند.و جوابی برای گفتن ندارد،بعد از این واقعه توبه می کند،وتوبه نامه ای می نویسد که هم اکنون در گنجینه ی مجلس شورای اسلامی نگهداری می شود.هر چند بعد از این واقعه دوباره به کار خود ادامه داد.
از شاگردان او 1.یحیی صبح ازل2.بهاءالله هستند
این دو به ترتیب موسس فرقه های ازلیه در کرمان وبهاییت هستند در مورد بهاییت انشاءالله در جلسه های بعد صحبت می کنم.
چند سوال از بهاییان:
1.مگر منجی اخر الزمان دنیارا پر از عدل وداد نمی کند به طوری که بر کفر پیروز می شود وهیچ ظلمی در جهان نمی ماند،پس چرا منجی شما پس ازظهور کشته شد وهیچ کار نکرد؟
2.مگر محمد علی باب کتابش مقدس نیست واز جانب خدا،و قرار بوده در نوزده فصل نوشته شود ،پس چرا پراست از اشکالات صرفی نحوی است،وبه فصل یازدهم نرسیده محمدعلی باب کشته شد؟
3.آقای باب به جای آفتاب گرفتن در بوشهر بهتر بود به احادیثی که در مورد منجی اخر از زمان از پیامبر(ص) واهل بیت رسیده وبه حد تواتر است نگاهی بیاندازند.وببینند که منجی اخر ازمان از نسل امام حسین(ع) وفرزند امام حسن مجتبی(ع) است.
4.پیامبر برای پیامبریش نشانه هایی از قبیل 1.معجزه 2.شواهد و قراین ومحتوی دعوت3.خبردادن پیامبر قبل دارد .اقایان باب و بهاء کدام یک را داشتند؟
5. آقای باب به جای کپی برداری از قرآن (به گونه ای که بعضی ایات قران با چند کلمه تغییردرکتابشان" بیان" امده است)بهتر نبود کمی تدبر در قرآن می کرد؟
6.همین عباس  افندی(رهبر معاصر بهاییان) شما که باید با تزویر و استعمار واستبداد مبارزه کند چرا نشان سیرsir))را از ملکه ی انگلیستان (همان استعمار پیر) در یافت کرد.
7.چرا اقای باب و بهاء آیه ی قرآن که می فرمایید:محمد(ص)خاتم پیامبران است را نخواندند.(…ولکن رسول الله وخاتم النبیین…)
8.این هارا اگر توانستید جواب بدهید ادامه ی سوالاتم را می پرسم.
 
از همه ی دوستان تقاضا دارم  برای اگاهی جوانان پاک از فرق  های الحادی اقدام نمایند.  . همچنین من خیلی دوست دارم در این باره بدونم اگه مطلبی دیدین که در این رابطه بود حتما به من بگین . ممنون . موفق واگاه باشید .

برچسب ها  :فرقه های ساختگی , فرقه ی شیخیه , شیخ احمد احسایی , محمد کاظم رشتی ,  حمد علی شیرازی باب ,  باب و بهاء ,  سوال از بهاییان ,  فرق  های الحادی ,  فرقه های غلط  نوظهور و نو پدید

منبع : وصال

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در سه شنبه 1388/05/27 ساعت 7 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

حافظ و انتظار

مژده اى دل كه مسيحا نفسى مى‏آيد       كه ز انفاس خوشش بوى كسى مى‏آيد
از غم هجر مكن ناله و فرياد كــه دوش        زده‏ام فالى و فريـــــادرسى مـــــــــى‏آيد


همان‏طور كه مى‏دانيم، از مهمترين مواردى كه در همه اديان و مكتب‏هاى عالم، به طور جدّى و مفصل بدان اشاره شده، مساله انتظار است؛ يعنى ظهور كسى كه در آينده و نه چندان دور، عرصه گيتى را غرق نور حقيقت و عدالت مى‏كند كه در فرهنگ دينى ما به انتظار فرج حضرت امام زمان(عج) تعبير شده است. انتظار فطرى است، يعنى در همه اديان و مكاتب، همچون اگزيستانسياليسم، كُمونيسم، ماركسيسم و حتى اُومانيست (كه قوانين مردمى را زير پا گذاشته و جز قدرت ديكتاتورى معتقد به هيچ تعاون و معاضدت نبودند؛ ولكن مى‏خواستند از وضع موجود خَلاصى و به تكيه‏گاه بهتر و مطمئن‏ترى دست يابند) و همچنين زبور، زند، پازند، شاكمونى، پاكتيل، جاماسب نامه، تورات، انجيل و قرآن، جريان و ريشه در دل انسان‏ها دارد؛ به طور مثال در عهد عتيق باب دوم به صراحت آمده است: «اگر چه تأخير نمايد، منتظر باش كه او خواهد آمد، درنگ نخواهد نمود، تمام قوم‏ها را براى خويشتن فراهم مى‏آورد و جميع امّت را نزد خود جمع مى‏كند.» در جاى ديگر از كتاب مزامير داود، مزمور 37، مى‏خوانيم كه: «به سبب شريران، خويشتن را مشوش مساز ... زيرا كه شريران منقطع خواهند شد و امّا منتظران خداوند وارث زمين خواهند شد... آنانكه لعن شده‏اند، روى زمين پراكنده خواهند شد .... صالحان وارث زمين خواهند بود... (در آن) تا هميشه ساكن خواهند بود... از فراوانى سلامت بهره خواهند برد...»

اسلام هم به عنوان كاملترين و آخرين دين الهى مسأله را در وسيع‏ترين ابعاد مورد تجزيه و تحليل قرار داده است؛ انسان از زمانى كه در اين كوير حيرت زده پا نهاد و در نهاد خود احساس تشنگى را به نهال زندگى پيوند داد، جانش دوخته و سوخته درد انتظار بود. البته نوع تفكر و نگرش در مسأله انتظار، متفاوت است؛ انتظار از ديدگاه يك انسان سوخته و تشنه حقيقت انسانى كه سينه‏اى شرحه شرحه از فراق مى‏خواهد تا شرح درد اشتياق خود را واگويد و در اثر جدايى از اصل خويش، معتقد و اميدوار رجعت اصل، به روزگار وصل است با انسانى كه در پس كوچه‏هاى خيابان زار هوس، به انتظار لبخندى تنفس مى‏كند يا با شخصى كه در گرداب بيچارگى‏هاى مادّى نداى حقّ بسر مى‏دهد فرق دارد.


 ادامه مطلب...
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در شنبه 1388/05/17 ساعت 10 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

15 نکته جالب و خواندنی در مورد جن

نویسنده : مونا حسنلو - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱٢ امرداد ۱۳۸۸ 1- جن جانوریست دارای شعور؛ و فیزیکی غیر ارگانیک ؛ که از لحاظ شان وجودی ؛ از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد .در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یا jinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که؛ پوشیده شده ؛و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.

2- خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان؛ اعجاب آور است. عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود. و بسیاری از چیزها را در یک آن ؛جا به جا کند .همچنین سرعت نقل مکان بسیار بالایی دارد. می تواند مثلا ظرف 5 دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگردد.

3- جن ابزار ساز نیست ؛ وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد ؛قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند ؛وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد. زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست .جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است ؛ و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند ؛ و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است.

4- جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کند . اما به مقداری بسیار کمتر از انسان.

5-جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارند . تولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند ؛ و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند.

6- جن نسبت به انسان زیاد عمر می کند . حدود 1000 سال به بالا .جن هایی که در سوره ی جن از آنها نام برده شده ؛ که وقتی اولین بار آیات قرآن را شنیدند ؛ از شدت ازدحام داشتند بر سر هم خراب می شدند ؛ احتمالا هنوز زنده اند . جن ها مانند انسان داناونادان ؛ .فرمانده و فرمانبردار ؛ ارباب و بنده ؛ کافر و متدین ؛ شفیق و شرور دارند.وقتی که مردند از بین میروند و نیازی به قبر و گورستان ندارند.

7- جن دارای عقل است . اما نه عقل ابزار ساز و عقل فلسفی و خلاقیت هنری .عقل جن به معنای قوه ی ارزیابی امور روزمره یا همان عقل معاش ؛ و قوه تشخیص است ؛ به اضافه هوشی سرشار ؛ اعم از قدرت خواندن فکر و جستجو و یافتن گذشته و آینده.

8- جن ها مانند انسان نامگذاری می شوند ؛ و دارای اسم و رسم و شهرت هستند دارای زبان خاص ؛ و قوه تکلم هستند و قادر به فهم زبان آدمیان.

9- معروف ترین جن ؛ ابلیس ؛ یا همان شیطان نام دارد ؛ که وصف حال او را شنیده اید ؛ که چون بسیار در قرب به حق کوشید به جایگاه فرشته های مقرب رسید ؛ اما چون حاضر به سجده بر انسان ؛ یعنی شریک قرار دادن بر خدا نشد از درگاه رانده شد.

10- جن در شرایطی قادر به تسخیر انسان ؛ و انسان در شرایطی ؛ قادر به تسخیر جن است . انسان مسخر شده را مجنون؛ یا دیوانه ؛یا دیو زده ؛ و جن تسخیر شده را ؛موکل می نامند. گویند خود جنیان بر سه قسمند: دیو.؛جن وپری ؛که از لحاظ مکانی ؛ مادون فرشته هستند.

11- جن می تواند در مواردی تربیت شده ؛ به انسان خدمت کند. چنین سنتی در میان جنگیران ایران و پاکستان وهند وجود دارد . اما به طور کل ؛ نه بودا ؛ نه دالای لاما ؛ نه اولیا الله ؛ و نه عرفا و نه پیامبران هیچکدام ؛به مدد خواستن از موجوداتی که مثل انسان ؛خطا و اشتباه و گناه می کنند ؛توصیه نکرده اند اما همگی؛ وجود آنها را تایید کرده اند .

12- جنیان مانند امواج رادیویی و ماهواره ای ؛با ما هستند ظاهر نمی شوند ؛اما حاضرمی شوند و بعضی از انها ؛درخانه ها و بدن شخصیت های ضعیف ؛رفت و آمد می کنند. یکی از راه های دور کردن جنهای مزاحم ؛خواندن و آویختن 4 آیه از قران است ؛ که با قل شروع می شوند . و بسیاری ادعیه ؛که درکتب مختلف وجود دارند.اماراه دورکردن انسان شرورچیست!؟

13- جن ها ؛ بعضی از ما را؛ به شکل همزاد و غیر همزاد دوست دارند؛ کمکمان می کنند ؛همینطور جواهرات و اشیای قیمتی ما ؛ازجمله انگشترهایی با نگین سنگ (مخصوصا عقیق)را بسیار دوست دارند (ومخصوصا اگر بر آن آیات و اوراد حک شده باشند) .اگر دوستمان داشته باشندو سخنی باماداشته باشند ؛بیشتربه خوابمان می ایند و دلسوزی خود را اعلام می کنند .خیلی ازآنها خدمتگذار ارواح اولیا هستند و دست ماراگرفته اندو خیلی ها هم به کرداراکثرآدمیان اهل شیطنت.بیشتر آنها بی ضررند و مثل ما گرفتار این دنیا و درگیر و دار تقدیر خویشند.

14- اما آنان که ماورای طبیعت ؛ و موجوداتش را باور ندارند؛ چند دسته اند :کسانی که انچه که نمی بینند را باور ندارند . اینها معمولا فقط آنتی تزقصه های جن وپری مادربزرگ ها هستند؛ که حتی زحمت دانستن کوچک ترین اطلاعاتی جز نقد داستان گرمابه های تاریک وکوتوله های پاسمی و عروسی جن ها رابه خودشان نداده اند. این تیپ آدمها از 7 سالگی که مادر بزرگه داستان های جن وپری را برای ترساندن و خواب کردنشان تعریف می کرده ؛هنوز زیر لحاف هستند.و یا اینکه هارد دیسک کوچکشان از مسئله پر شده و دیگر تاب و یارای درک و پذیرش راز را ندارند.مثل من چهارتا کتاب خوانده اند و تمام ماجرا را در همان چهارتا دیده اند.و گروهی که پوچ یا ابسورد هستند: کسانی که خویش را منکرند چه رسد به ماورای خویش . و گروه آخر کسانی که جنها ؛ دستشان می اندازند و در مجالس احضار ارواح ؛در نقش یک روح برایشان شیرین کاری می کنند ؛تا فردا در مدح روح ؛کتاب چاپ کنند و جایزه بگیرند.
جن برای انسان ؛ از انسان خطرناک تر نیست . همانطور که انسان برای کوسه ؛ از کوسه خطرناک تر است!(در تاریخ بشر حتی یک مورد مرگ انسان به دست جن گزارش نشده در حالی که فقط در دوره حکومت استالین 35 میلیون روس به قتل رسیدند آمار کشتار جنگ های مذهبی صلیبی و جنگ های جهانی و قومی و قبیله ای پیش کش) در حقیقت هیچ چیز ؛ هراس ناک تر و هوس ناک تر از انسان نیست ؛ که به قول توماس هابز :انسان گرگ انسان است.

15- در کل؛ و بدون در نظر گرفتن موارد خاص ؛ آنها به ما کاری ندارند .ماهم به آنها کاری نداریم . ازدود و دم و سر و صداهای شهر و بوی فاضلاب و ...... فراریند .مثل ما کار و مکافات دارند. و دست آخر اینکه ؛به عقیده من: با تمام این اوصاف ؛تفاوت اساسی با ما ندارند زیرا که : آنها هم رنج می کشند.

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در شنبه 1388/05/17 ساعت 8 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

مفهوم نماز از نظر علی (ع)

جابر بن عبداللّه انصارى گويد:

روزى به همراه مولاى متّقيان ، امام علىّ عليه السلام بودم ، شخصى را ديديم كه مشغول نماز است ، حضرت به او خطاب كرد و فرمود: آيا معنا و مفهوم نماز را مى دانى كه چگونه و براى چه مى باشد؟

اظهار داشت : آيا براى نماز مفهومى غير از عبادت هم هست ؟

حضرت فرمود: آرى ، به حقّ آن كسى كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله را به نبوّت مبعوث گردانيد، نماز داراى تاءويل و مفهومى است كه تمام معناى عبوديّت در آن خواهد بود.

آن شخص عرض كرد: پس مرا تعليم فرما.

امام عليه السلام فرمود: معنا و مفهوم اوّلين تكبير آن است كه خداوند، سبحان و منزّه است از اين كه داراى قيام و قعود باشد.

دوّمين تكبير يعنى ؛ خداى موصوف به حركت و سكون نمى باشد.


 ادامه مطلب...
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در چهارشنبه 1388/05/14 ساعت 7 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

چگونه در نماز حضور قلب داشته باشیم و حواسمان به نماز باشد.

با سلام.
براى حضور قلب در نماز، باید از روش زیر استفاده كنید :


1. دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با معنویت و انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و... .
شخصى از پیامبر صلى‏الله‏علیه‏وآله درخواست كرد كه راهى به او بنمایاند تا حضور قلب بیشترى در نماز پیدا كند و حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان داد. بنابراین، وضوى شاداب و با آداب كامل، براى حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.
2. گزینش مكان مناسب براى نماز و دورى از جاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهیز از هر چیزى كه موجب انحراف توجه از خداوند شود.
3. گزینش زمان مناسب و در صورت امكان، خواندن نماز در اول وقت.
4. نماز خواندن در مسجد و باجماعت (به ویژه در جماعاتى كه بعد معنوى بیشترى دارند).
5. خواندن نماز با طمأنینه و دقت در مفاهیم و معانى آن.
6. نگاه به مهر، در حال قیام، نگاه به پایین پا، در ركوع و نگاه به دامن خود در هنگام تشهد.
7. تخلیه دل از حب دنیا و امور دنیوى و آن را مالامال از عشق خدا ساختن؛ زیرا ذهن انسان همواره متوجه چیزى است كه به آن عشق مى‏ورزد؛ همانند عاشقى كه آنى از فكر معشوق خود بیرون نمى‏رود. این كه ما در نمازهایمان همواره به فكر مسائل دیگر هستیم، به خاطر تعلق شدید نفس به دنیا و حب آن است؛ اما آن كه عاشق حق شد، در هر حال و در هر كارى، به یاد خدا خواهد بود؛ به طورى كه گویى همیشه در نماز است.
8. توجه به این كه مبدأ و منتهاى انسان، خداوند است و آن چه در این بین است، براى امتحان آدمى و ابزارى در جهت رشد و كمال اوست.
9. ضبط قوه خیال؛ پرنده لجام گسیخته خیال، چكاوكى است كه هر آن بر شاخسارى مى‏نشیند. ازاین‏رو، همیشه افكار انسان به این طرف و آن طرف متوجه است و قرار و آرام ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشیارى در كنترل آن بكوشد، پس از چند صباحى، رام و مطیع شده، به هر سو كه اراده كند، متوجه مى‏گردد. بنابراین، انسان باید در نماز، از اول با قاطعیت بنا را بر این بگذارد كه تمام توجه خود را به سوى پروردگار معطوف دارد و هر گاه پرنده خیال از چنگ او گریخت، بى‏درنگ آن را به همان جهت برگرداند. اگر چندین مرتبه و در ایام متوالى، چنین كند، كم‏كم ذهنش عادت خواهد كرد.
10. توجه به عظمت و هیبت پروردگار و نیاز خود.
اگر آدمى بداند با چه وجود بزرگى روبه‏رو است كه خود در مقابل او هیچ، بلكه عین احتیاج و نیاز است، با تمام وجود خاضع خواهد گردید.
یكى از اولیاى خدا در توصیه‏اى در این باره چنین مى‏گوید:
در مرحله اول، مدتى قبل از شروع نماز، حداقل 15 دقیقه به حساب‏رسى و تخلیه درون بپردازید و به صورت ارادى، عوامل پریشانى خاطر را تعدیل بخشید؛ مثلاً اگر كار ناشایستى (مثل سخن بیهوده) انجام داده‏اید، از كرده خود اظهار ندامت كنید؛ منظور این است كه آن چه در باطن شما رسوب كرده و با نماز برانگیخته مى‏شود، با اختیار خود شما، مورد ارزش‏یابى و حساب‏رسى قرار گیرد و براى موارد مشابه، تصمیم بگیرید كه رفتار خود را كنترل كنید؛ پس منظور از این مرحله، این است كه خود را براى نماز مهیا سازید.
در مرحله دوّم، همان طور كه در ابتداى سخن، ذكر شد، شرایط را فراهم كنید و در طول مدت نماز، ابتدا همان اذكار نماز را در درون حاضر كنید و بعد الفاظ را ادا كنید. امام خمینى(ره) این عمل را این گونه تشبیه مى‏كند: نمازگزار [باید] اذكار نماز را به درون خود تلقین كند؛ مثل این كه طفلى در درون او هست و اذكار را به او عرضه مى‏كند.
11- تفکر در مرگ و قبر و قیامت و مطالعه ی کتب در این زمینه مانند منازل الآخرة/ محدث قمی و معاد و سرای دیگر / شهید دستغیب
براى مطالعه بیشتر به كتاب‏هاى زیر مراجعه كنید:
1. حضور قلب در نماز، على‏اصغر عزیزى تهرانى‏
2. حضور قلب در نماز، محمد بدیعى‏
3. اسرار نماز، محسن قرائتى.
4. علل و درمان حواس‏پرتى در نماز، على‏اصغر عزیزى تهرانى.
5. صلوة الخاشعین شهید دستغیب

برچسب ها : حضور قلب ,  مقدمات نماز , اسرار نماز. صلوة الخاشعین شهید دستغیب ,علل و درمان حواس‏پرتى در نماز
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در چهارشنبه 1388/05/07 ساعت 6 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام
 
روایت شده که شیطان ، به درگاه فرعون آمد، و در را کوبید، فرعون گفت :

کوبنده درب کیست ؟ شیطان گفت : اگر خدا بودى ، مى فهمیدى چه کسى درب را مى کوبد، فرعون گفت : اى ملعون داخل شو، شیطان گفت : ملعونى بر ملعونى وارد مى شود، پس داخل شد، فرعون به او گفت : چرا بر آدم سجده نکردى تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوى ؟ در جواب گفت چون مانند تو در صلب آدم بود، فرعون به او گفت : آیا بدتر از من و از خودت بر روى زمین سراغ دارى ؟شیطان در جواب گفت : انسان حسود از من و از تو بدتر است چون حسد عمل نیک انسان را مى خورد، همچنانکه آتش هیزم را مى خورد و مى سوزاند .


 

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در دوشنبه 1388/04/29 ساعت 8 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام
* امام صادق علیه السلام فرمود: خدا در هر روز و شب فرشته اى دارد که ندا مى کند اى بندگان خدا، دست از معصیت خدا بردارید اگر به خاطر چهار پایان چرنده و کودکان شیرخوار و پیرمردان پشت خمیده نبود هر آینه عذاب سختى بر شما مى بارید که در زیر آن خرد مى شدید.

*  نقل است که روزى مدیر مدرسه اى براى امتحان شاگردان مدرسه به کلاس رفت و از آنها سئوال کرد که در قلعه خیبر را کى از کجا کند؟ چه کسى مى تواند به این سئوال پاسخ دهد؟ یکى از بچه ها بلند شد و گفت آقا اجازه من نکندم ، دیگرى گفت من هم نکندم ، خلاصه همه گفتند: ما نکندیم تا اینکه معلم بچه ها آمد از او سئوال کرد او هم گفت : اینها بچه هاى مؤ دبى هستند چنین کارى نکرده اند.
معلوم مى شود که او هم جواب این سئوال را نمى دانست.

*  ختم سوره توحید براى هر حاجتى ، از مقاتل روایت است که مدت هفت روز بعد از نماز صبح هر روز صد بار سوره توحید را بخواند بدون تکلم با خضوع و خشوع ، هنوز هفته تمام نشده باشد که حاجتش ‍ برآورده شود

*  شخصى در جمعی در حال خواندن شعر حافظ بود و با صداى بلند مى خواند که این مصرع را خواند: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند، ولى هرچی فکر کرد مصرع دوم را یادش نیامد برای اینکه ضایع نشود مصرع دوم را این چنین خواند: سر هفتاد کچل را فر شش ماهه زدند

* بهاء الواعظین مى گوید: در ابتداى مشروطه به خانه اى رفتم پیرزن و دختر جوانى در آنجا بودند، پیرزن پرسید: منظور از مشروطیت چیست ؟ گفتم : قوانین جدید گفت : مثلا چه چیزى جدیدى ؟ من شوخیم گرفت گفتم : مثلا دختران جوان را به پیر مردان دهند و زنان پیر را به جوانان .
دخترش گفت : این چه فایده اى دارد؟ پیرزن بلافاصله گفت: اى بى حیا حالا کار تو به جائى رسیده که بر قانون مشروطه ایراد مى گیرى.


این چهار سخن از امیرالمؤ منین على علیه السلام نقل شده :
1- خدا را به اندازه نیاز و احتیاجت به او اطاعت کن
2- به اندازه اى که طاقت عذاب را دارى گناه و معصیت کن .
3- براى دنیایت به اندازه اى که در آن میمانى کار کن .
4- براى آخرتت به اندازه اى که در آن باقى خواهى ماند کار کن

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در یکشنبه 1388/04/28 ساعت 7 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

مطالب از انجیل برنابا است به نقل از حضرت عیسی علیه السلام که فرمود:

حق می گویم به شما انکه نماز نمی گذارد پس او از شیطان بدتر است و زود است
که به او بزرگتر عذابی فرود آید

فصل 36 ایه 1 ص 111

وقتی که نماز میخوانید به درستی که می شوئید خودتان را از گناهها بواسطه رحمت خدا.... 
کلمه دنیویه فضله شیطان می شود بر نفس تکلم کننده

فصل 84 ایه 11 و 12 ص 186

گناه با نماز پاک می شود نماز همانا شفیع نفس است نماز دوای نفس است نماز حفظ دل است نماز سلاح ایمان است نماز لجام حس است نماز نمک جسد است که نمی پذیرد تا به گناه فاسد شود.

فصل 119 ایات 10 تا 17

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در شنبه 1388/04/27 ساعت 6 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

امامت

از نظر شیعه کسی که به امامت معتقد نیست ، کافر و در نتیجه توحید ندارد ،معاد ندارد ، نبوت ندارد و اهل نجات هم نیست . دلیل شیعیان این است که هرکس امامت را قبول ندارد آیات در ذیل آن و سخنان پیامبر را قبول ندارد . برای مثال کسی که از اهل یهود است اگر حضرت عیسی را قبول نداشته باشد از اهل یهود هم نیست زیرا حجّت  خدا را قبول ندارد و پیرو حضرت موسی هم نسیت . پیامبر (ٌص)می فرماید:" من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه ." این حدیث را هم اهل سنت و هم شیعیان قبول دارند. نکته ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که این سخن مختص مسلمانان است چون افراد دیگر مرگشان در حالت عادی مرگی جاهلی است چون پیامبر(ص) را قبول ندارند.پس ، بنابر این حرف اگر مسلمانان امام زمان خودشان را نشناسند و از دنیا بروند همانند فردی کافر مرده اند.

در ادامه مواردی آورده خواهد شد در پیرامون امامت و نظرات شیعیان و اهل سنت را مورد بررسی قرار می دهیم :

1.      سوره ی نساء ، آیه ی 59

اهل سنت در ذیل این آیه می گویند منظور از " اولی الامر" پادشاهان ، امرا و سلاطین مسلمانان هستند. طبق این حرف مردم حق ندارند علیه حاکم شهر قیام کنند برای مثال مسلمانان مصر یا عربستان نباید علیه حاکم قیام کنند. پس اهل سنت اعتقاد دارند این آیه به امامان ربطی ندارد . در جواب این حرف شیعیان از اهل سنت این سؤال را می پرسند که چرا اهل سنت ایران از حاکمیت اطاعت نمی کنند؟

شیعیان اعتقاد دارند هستند " اولی الامر" امامان ، خلفای معصوم پیامبر (ص) هستند.شیعیان می گویند لفظ آیه عام است ولی مراد آن خاص است.

دلیل شیعه: دلایل قرآنی :

1) خداوند در آیه مورد بحث اطاعت خودش را از اطاعت پیامبر (ص) و " اولی الامر" جدا کرده چون اطاعت خدا از اساس واجب است ولی اطاعت از رسول (ص) به حکم خدا واجب می شود  پس این اطاعت در دو مقام است ( اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر...) حال اطاعت از رسول(ص) و " اولی الامر" مثل هم است چون آیه می گوید: اطیعوا الرسول و  اولی الامر... یعنی اطاعت از " اولی الامر" عطف شده به اطاعت از رسول(ص) پس " اولی الامر" و رسول (ص) یک مقام دارند.

2) خداوند در این آیه وقتی فرموده از خدا اطاعت کنید برای آن شرط نیاورده در حالی که خداوند در آیه ی 8 سوره ی عنکبوت خداوند می فدماید : " و وصّینا الانسان بوالدیه حسنا ...فلا تطعهما " پس در این آیه اطاعت از والدین مشروط است. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که چون پدر و مادر دارای خطا هستند خداوند شرط قرار داده ولی در آیه ی 59 سوره ی نساء خداوند شرط قرار نداده پس رسول (ص) و " اولی الامر" دچار خطا نمی شوند پس معصوم هستند.

فخرالدین رازی یکی از بزرگترین مفسران اهل سنت در کتاب تفسیر کبیر خود در ذیل این آیه می گوید: " اولی الامر" باید معصوم باشند و در ادامه دو دلیل بیان شده را آورده است.

اهل سنت در جداب شیعیان می گویند: در ادامه ی آیه ، گفته شده چنان چه در بین شما اختلاف رخ داد به پیامبر (ص) رجوع کنید نه فرموده به " اولی الامر"هم رجوع کنید.

در جواب شیعیان می گویند: 1) صاحبان دین و شریعت خداوند و رسول (ص) هستند ولی" اولی الامر" بر اساس خداوند و رسول (ص) اختلافات را حل می کنند.

2) اگر شما در چیزی اختلاف پیدا کردید که این اختلاف در مورد" اولی الامر" است باید به پیامبر رجوع کرد نه به خود " اولی الامر" یعنی وقتی در مورد " اولی الامر " اختلاف پیش می آید ، نمی شود به خود " اولی الامر" رجوع کرد باید به پیامبر رجوع کرد.

برچسب ها : شیعه و سنی, شیعه,  امامت,  حل اختلاف شیعه وسنی, اولی الامر,  رهبری
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در پنجشنبه 1388/04/25 ساعت 8 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

دانلود رايگان کتاب الکترونيکی قرآن مجيد

        

مشخصات برنامه :

- نمايش متن تمامی سوره های قرآن
- قابليت چاپ کردن سوره ها
- امکان جستجوی قرآن
- قرآن به سه زبان فارسی, عربي و انگليسی
- و...

برنامه را مي توانيد در ادامه مطلب دانلود کنيد.


 ادامه مطلب...
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در چهارشنبه 1388/04/24 ساعت 7 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

اگر چیزی را بر مبنای اندیشه والا پذیرفتی باید عوارض آنرا نیز بر مبنای همان اندیشه راه ببری و برداشت کنی این بسیار مهم است لزوماً آن چیز مطابق با اندیشه تو نخواهد بود باید صبر پیشه سازی تا وضع کنونی نفسانی تو در عمل و نه در اندیشه صرف همان مبنای اولیه شود.

یعنی در اندیشه تو چنان حال والایی موجود بود اکنون در فعل و آغوش توست و این در گرو صبر تو بر تکامل خود و آن چیزیست که آنرا پذیرفتی .

عوارض آن چیزی که پذیرفتی بر توست اگر شانه خالی کنی حسرت زده خواهی شد و اگر تحمل کنی رو به تکامل و رشد خواهی بود . فضای بین عمل تو با علم تو عوارض بیرونی و پیرامون تو هستند که همان مسیر میان قوه و فعل است بین منزل علم و عمل و جایگاه کنونی.

تا آرمان راهی  است که باید پیموده شود.

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در سه شنبه 1388/04/23 ساعت 9 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

علامه حسن زاده آملی در کتاب ده رساله فارسی آورد چنانچه نیکی  را درک کنی (مرتکب شوی) آن ماده صور منعمه در عالم برزخ می شود و اگر بدی را درک کنی ماده صور منقمه می شود.

مدرکات چشم، گوش، خیال و مدرکات مقاصد وافعال و کلام و زبان و از تمام مدرکات پرسش می شود زیرا هیچ مدرکی معطل و بی حساب نمی ماند.

راقم حقیر می گوید آنجا که خدای سبحان فرمود در قرآن کریم " وقفوهم انهم مسئولون" فرمایش استاد از مصادیق این شریفه می تواند باشد که همه مُدرَکات و مُدرِکات انسان مسئول است و سئوال از هر مسئولی رواست. و هر موقفی برای هر مُدرِکی در نظر است.

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در یکشنبه 1388/04/21 ساعت 7 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

اسلام بجز حب علی نکته ندارد

                                 قرآن بجز مدح علی گفته ندارد

می خواست قلم نقطه ضعفش بنویسد

                               بیچاره ندانست علی نقطه ندارد

حب علی

نازد به خودش خدا که حیدر دارد

                                 دریای فضایلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد ولله

                               صد بار اگر کعبه ترک بردارد

همتای علی

میلاد امیرمومنان(ع) مبارک.

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در یکشنبه 1388/04/14 ساعت 8 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در دوشنبه 1388/04/08 ساعت 7 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام
این هم یک عکس از مشخصات معصومین علیهم السلام است که شامل
1. تاریخ تولد
2. تاریخ شهادت
3. مدت عمر پربرکت
4. دوران امامت
5. محل آرامگاهشان

                                            می شود .

برای دیدن عکس کلیک کنید .

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در شنبه 1388/04/06 ساعت 8 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام
حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: اگر خواستى بدانى که در وجودت خیر و خوشبختى هست یا نه، به درون خود دقّت کن اگر اهل عبادت و طاعت را دوست دارى و از اهل معصیت و گناه ناخوشایندى، پس در وجودت خیر و سعادت وجود دارد; و خداوند تو را دوست مى دارد.

ولى چنانچه از اهل طاعت و عبادت ناخوشایند باشى و به اهل معصیت عشق و علاقه ورزیدى، پس خیر و خوبى در تو نباشد; و خداوند تو را دشمن دارد.

و هر انسانى با هر کسى که به او عشق و علاقه دارد، با همان محشور مى گردد.

 کسى که در زمان غیبت امام زمان (عجّل الله فرجه الشّریف) بر ایمان و ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت پا برجا و ثابت بماند، خداوند متعال پاداش و ثواب هزار شهید از شهداى جنگ بدر و حنین به او عطا مى فرماید.

به درستى که تمام موجودات و جانوراان زمین و بلکه ماهیان دریا براى تحصیل کنندگان علوم  ( معارف الهى) تحیّت و درود مى فرستند

نماز ستون دین است و مثالش همانند تیرک و ستون خیمه مى باشد که چنانچه محکم و استوار باشد میخ ها و طناب هاى اطراف آن پا بر جا خواهد بود ولى اگر ستون سُست یا کج باشد میخ ها و طنابهاى اطراف آن نمى تواند پا برجا باشد.

همانا خداوند متعال، براى حضرت شعیب (علیه السلام)وحى فرستاد: من از قوم تو یکصد هزار نفر را عذاب و هلاک مى نمایم که شصت هزار نفر ایشان، اشرار و چهل هزار نفر دیگرشان از خوبان و عبادت کنندگان خواهند بود.

حضرت شعیب (علیه السلام) سؤال نمود: اشرار که مستحقّ عذاب هستند ولى خوبان را چرا عذاب مى نمائى؟

خداوند وحى نمود: به جهت آن که این افراد، نسبت به گناهکاران بى تفاوت بوده و با ایشان سازش مى کردند.

همانا تمام کارها و حرکات بندگان در هر شب جمعه بر پیغمبر اسلام عرضه مى گردد، پس حیاء کنید از این که عمل زشت شما را نزد پیغمبرتان ارائه دهند

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در شنبه 1388/04/06 ساعت 8 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام
حضرت على (علیه السلام ) در بعضى اوقات از مصائب و گرفتاریهاى آیندگان خبر مى داد و راه درمان ابتلائات آنها را گوشزد مى کرد .

على (علیه السلام ) فرمود:

 زمانى بر مردم خواهد مد که چند گناه بزرگ و عمل زشت در بن آنها پدید مى آید.

1- کارهاى زشت آشکار مى گردد و معمولى مى شود.

2- پرده هاى عفت و شرم پاره مى گردد.

3- زنا کارى و تجاوزهاى ناموسى علنى مى شود

4- مالهاى یتیمان را حلال مى شمارند و مى خورند.

5- ربا خوارى شیوع پیدا مى کند.

6- در کیلو و وزنها، کم و کاست مى کنند.

7- شراب را به اسم نبید حلال شمرده و مى خورند.

8- رشوه را به عنوان هدیه و شیرینى مى گیرند.

9- به نام امانت دارى خیانت مى نمایند.

10- مردها خود را به شکل زنان و زنان خویش را به صورت مردها در مى آورند.

11- به احکام و دستورات نماز بى اعتنائى مى کنند.

12- حج خانه خدا را براى غیر خدا (براى ریا و یا تجارت ) بجا مى آورند.

سپس ادامه داد:

کیفر این زشتى ها این است که خداوند آنها را از فیوضات خود محروم مى کند، تا جائى که ماه (شوال ) براى آنها مخفى مى شود بطورى که گاهى دو شبه دیده مى شود (که معلوم مى شود روز عید فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفتهاند با اینکه روزه آن حرام بوده است ) و زمانى شب اول رمضان مخفى مى شود، که دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان مى خورند و روز عید فطر را به خیال آخر ماه رمضان روزه مى گیرند. در این وقت باید ترسید از اینکه خداوند بطور ناگهانى آنها را کیفر کند (مانند زلزله و طوفان و سیل ).


چرا که به دنبال آن کارها، بلاها مردم را فرا مى گیرد، تا جائى که کسانى صبح سالم هستند ولى شب در دل خاک و قبر آرمیده اند و گاهى شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند. وقتى چنین روزگارى پیش آمد، لازم است انسان همیشه وصیت کرده باشد که مبادا بلائى بر او فرود آمده و بدون وصیت بمیرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممکن است تا آخر وقت زنده نباشد . هر یک از شما آن زمان را درک کرد بدون وضو نخوابد و اگر برایش امکان دارد همیشه با وضو باشد چه ترس آن است که مرگ ناگهانى برسد، لذا خوب است با وضو باشد که روح وى با طهارت خدا را ملاقات نماید.

من شما را ترساندم اگر بترسید و آگاه نمودم ، اگر آگاه گردید و شما را پند دادم چنانچه پند گیرید پس در پنهانى و آشکار، از خدا بترسید و نباید کسى از شما بمیرد، مگر اینکه مسلمان باشد، زیرا هر کس به جز اسلام آئینى داشته باشد از او پذیرفته نیست و در آخرت زیان کار است

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در شنبه 1388/04/06 ساعت 8 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»! لبخند زد.

پرسیدم: «چرا می خندی؟» پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر

چه کرده ام؟» گفت: «مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام»

 با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛

 تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه  کاره ای؟»

 پاسخ داد: «هر وقت سواری  آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد.»

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در جمعه 1388/04/05 ساعت 6 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

این مطلب سفرنامه ای است که  امسال در تعطیلات نوروز به همراه دوستانمان از طرف بنیاد شهید
و امور شاهد ترتیب داده شده بود به مناطق جنگی رفتیم . امیدوارم مورد توجه شما قرار بگیرد .

سفرنامه  راهیان نور


در  وفای عشق تو مشهور  خوبانم  چو شمع
                                                                                                       شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی آید به چشم غم پرست
                                                                                                                       بس  که  در  بیماری  حجر تو گریانم چو شمع


چنـدی در رابطه با راهيان نور

پس از جنگ تحمیلی هر ساله مناطق جنگی آماده حضور راهیان نور است . مناطقی که شهیدان جان خود را برای حفظ هر وجب از خاک آن داده اند و به دیدار خدا شتافتند .آن ها یک حقیقتند . شهیدان شیران روز و زاهدان شبند . ما چون عادت کرده ایم به مشاهده شهدا و سرگذشت های آنان، ایثارهای آنان و عظمت آنان ، وصایای آنان ، راهی که آنان را به شهادت می رساند ، چون این ها را زیاد دیده ایم ، عظمت این حقیقت نورانی و بهشتی برای ما مخفی می ماند ، مثل عظمت خورشید و آفتاب که برای کسانی که دائم در آفتاب اند ، مخفی می ماند . پس ما باید شهیدان را بشناسیم و به عمق کار آن ها بنگریم .


 ادامه مطلب...
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در پنجشنبه 1388/04/04 ساعت 8 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

خواستم شعری بگویم از رضا
تانباشم من در آن کو در جزا

خواستم یار بیاید از رضا
 آمده یاری چه خواهی از رضا

خواستم یاری کنی جان رضا
تا نباشد شعر من اندر هوا

کرد یاری آن رضا بی مـــــــــــنتهای
دیدم شعرم که بودش در لوای

شعری برای حضرت رضا علیه السلام

از همین نقطه شروعش می کنم
تا بفهمی من چه دانم از رضا

 

ای علی موسی رضا همراه ما
ای که باشی در کنار ایرانیــا

من نمی دانم چه خواهند ای رضا
ملت پر درد و پر رنج خدا

تو خودت کاری کن و یاری رسان
تو خودت کن درد آن ها را دوا

من که می دانم که بودی ای رضا
تو همانی کز رسولی ای رضا

آن رسولی کز تمام این جهان مالش بُوَد
هـــمـــره و هــراز و دلــدار رضــــا

ای تمام جان جانانم رضا
تو چقدر خوبی خوبی  به خدا

خوش به حال آهویی که بودش ضامنی
ضامنی بودش همانند رضا

کاش من بودم همان آهو که بودش ضامنی
ضامنی همراه مظلومان رضا

من چه می گویم از آن ناعاقلان پر جفا
آخه آن ها را چه خواهند از رضا

آن رضایی کز پر و بالش چو نور
همچو خورشیدی میان خار ها

ای رضا و ای رضا یاری رسان 
 تا بفهمم من که بودم ای رضا

شعر از خودم است  می خواهم نظرتون را در باره آن بدونم .

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در پنجشنبه 1388/04/04 ساعت 7 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

ربنا لا ترغ قلوبنا

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در سه شنبه 1388/04/02 ساعت 8 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام
روزی ملا دست بچه ای را گرفت و به دکان سلمانی برد. به سلمانی گفت: من عجله دارم، اول سر مرا

بتراش ، بعد هم موهای بچه را بزن. سلمانی سر او را تراشید. ملا کلاهش را بر سر گذاشت و گفت: تا

موهای بچه را اصلاح کنی برمی گردم. سلمانی سر بچه را هم اصلاح کرد ولی خبری از آمدن ملا نشد. به ..

بچه گفت: چرا پدرت نمی آید؟ بچه جواب داد: او پدرم نبود. سلمانی گفت: پس کی بود؟ گفت:مردی بود که

درکوچه به من گفت بیا دونفری برویم مجانی اصلاح کنیم!

-----------------------------------

روزی ملا از بازار یک گوسفند خرید در راه دزدی طناب گوسفند را از گردن آن باز کرد و گوسفند را به دوستش

داد و طناب را به گردن خود بست و چهار دست و پا به دنبال ملا را افتاد.

ملا به خانه رسید ناگهان دید که گوسفندش تبدیل به جوانی شده است..

دزد رو به ملا کرد و گفت من مادرم را اذیت کرده بودم او هم مرا نفرین کرد من گوسفند شدم ولی چون .

صاحبم مرد خوبی بود دوباره به حالت اول بازگشتم.

ملا دلش به حال او سوخت و گفت: اشکالی ندارد برو ولی یادت باشد که دیگر مادرت را اذیت نکنی!.

روز بعد که ملا برای خرید به بازار فته بود گوسفندش را آنجا دید. گوش او را گرفت و گفت ای پسر احمق چرا

مادرت را ناراحت کردی تا دوباره نفرینت کند و گوسفند شوی!؟

-----------------------------------

روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد...
.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.
.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟

ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت.

چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و

ملا دیگ را نیاورد.

همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.

اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.

همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟

ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!! 

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در جمعه 1388/03/15 ساعت 12 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

امام علي وهفت دليل بر اهميت نماز

تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلاَةِ، وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا، وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا، وَ تَقَرَّبُوا بِهَا، فَإِنَّها
(كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ كِتَاباً مَّوْقُوتاً)..

امام على عليه السلام در بخشى از خطبه (199) در رابطه با اهميّت فوق العاده نماز،به آثار مهم معنوى و تربيتى نماز و عاقبت شوم تاركان و سبك شمرندگان آن پرداخته، نمازگزاران واقعى را معرفى مى كند، نخست مى فرمايد: «برنامه نماز را به خوبى مراقبت كنيد و در محافظت آن بكوشيد. بسيار نماز بخوانيد و به وسيله آن به خدا تقرّب جوييد زيرا نماز بر همه مؤمنان در اوقات مخصوص واجب است».

در اين عبارت كوتاه چهار دستور درباره نماز داده شده است: تعاهد، محافظت، استكثار، و تقرب جستن به آن.

سپس امام(عليه السلام) به ذكر دليل براى اين دستورات مهم در مورد نماز پرداخته و به هفت نكته اشاره مى كند و به آياتى از قرآن مجيد و سنّت پيامبر(صلى الله عليه وآله) استدلال مى فرمايد؛ نخست مى گويد: «زيرا نماز به عنوان فريضه واجب (در اوقات مختلف شب و روز) بر مؤمنان مقرّر شده است»; سپس به ذكر دليل دوم پرداخته، مى فرمايد:«آيا پاسخ دوزخيان را در برابر اين سؤال كه «چه چيز شما را به دوزخ كشانيد؟» نمى شنويد كه مى گويند: «ما از نمازگزاران نبوديم»

امام در بيان سومين و چهارمين دليل براى اثبات اهميّت نماز مى فرمايد: «نماز گناهان را فرو مى ريزد، همچون فروريختن برگ از درختان (در فصل پاييز) و طناب هاى معاصى را از گردن ها مى گشايد»


 ادامه مطلب...
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در چهارشنبه 1388/03/13 ساعت 12 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

السلام علیک یا روح الله

نوشته شده توسط تنها خدا می داند در چهارشنبه 1388/03/13 ساعت 12 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

دعا اختراع می کنم،پس هستم!

 دعا اختراع می کنم،پس هستم!

یکی از موضوعاتی که در ادبیات فارسی وادبیات عرفانی ایرانی - اسلامی همواره مورد توجه بوده است و برآن سفارش شده است، دعا کردن به هر زبان و در حالت است. البته درتایید این مطلب آیات قرآن نیز دلالت داردبه عنوان نمونه می توان به آیه زیر استناد جست:

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ «البقرة/186»

و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو كه) من حتما (به همه) نزدیكم، دعاى دعاكننده را هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم، پس دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، شاید كه راه یابند.

اما من چگونه و با چه ضمانتی دعا کنم که کاملا مطمئن باشم دعای من برآورده می شود؟

مولوی در شعر معروف خویش پاسخی به  این سوال داده است که جای دقت و بررسی دارد:

 انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان         

دید موسی یک شبانی را براه                                                او  همی‌گفت ای خداوای اله 

تو کجایی تا شوم من چاکرت                                            چارقت دوزم کنم شانه سرت 

دستکت بوسم بمالم پایکت                                             وقت خواب آید بروبم جایکت 

ای فدای تو همه بزهای من                                            ای بیادت هیهی و هیهای من 

این نمط بیهوده می‌گفت آن شبان                                    گفت موسی با کی است این ای فلان 

گفت با آنکس که ما را آفرید                                              این زمین و چرخ ازو آمد پدید 

گفت موسی های بس مدبر شدی                                   خود مسلمان ناشده کافر شدی

گر نبندی زین سخن تو حلق را                                          آتشی آید بسوزد خلق را 

دوستی بی‌خرد خود دشمنیست                                     حق تعالی زین چنین خدمت غنیست 

با کی می‌گویی تو این با عم و خال                                   جسم و حاجت در صفات ذوالجلال 

گفت ای موسی دهانم دوختی                                         وز پشیمانی تو جانم سوختی 

جامه را بدرید و آهی کرد تفت                                           سر نهاد اندر بیابانی و رفت 


 ادامه مطلب...
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در چهارشنبه 1388/03/13 ساعت 11 قبل از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام

پاسخ به شبهات اینترنتی

پیامبران ذاتا معصوم نیستند!

گزیده :

بنا بر پاره ای تحلیل ها و آمارهای منتشر شده، اسلام هراسی در غرب موجب شده تا بیش از ده هزار سایت ضدقرآنی ایجاد و به شبهه افکنی پیرامون حقانیت کتاب مقدس قرآن دامن بزنند.

بااینکه عمیلیات تخریب گرایانه دشمنان علیه اسلام و قرآن، روز به روز گسترده تر و سازمان یافته تر می شود اما دنیای عرب و جهان اسلام همچنان در لاک بی خبری و در کنج عافیت طلبی به سر می برند.

وظیفه هر مسلمان بیدار و آگاه ایجاب می کند تا سر حد توان، با قلم، قدم و دم خویش به یاری اسلام عزیز برخاسته توطئه دشمنان را خنثی و نقشه شومشان را نقش بر آب سازند.

از همین رو سلسله مقالاتی روشنگرایانه متضمن پاسخ به پاره ای شبهات اینترنتی پیرامون کتاب آسمانی قرآن با چنین انگیزه ای تدوین شده است که شماره دوم آن اکنون از منظر نظرتان خواهد گذشت.

شبهه دوم:

در سوره نحل آیه 98 آمده است :

فاذا قراتَ القرآن فاستعذ بالله یعنی ای پیغمبر زمانیکه خواستی قرآن قرائت کنی پس پناه ببر به خدا ( یعنی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگو ). از این آیه استفاده می شود که پیغمبر مسلمانان معصوم نبوده چرا که آیه صراحتاً می گوید که پیغمبر از شرّ شیطان در امان نیست و باید به خدا پناه ببرد .{ و این را همه می دانند که شیطان در پیغمبران که معصوم هستند راهی ندارد } بنا بر این پیغمبر مسلمانان معصوم نبوده است .


 ادامه مطلب...
نوشته شده توسط تنها خدا می داند در یکشنبه 1388/03/10 ساعت 3 بعد از ظهر | لينک ثابت | داغ کن - کلوب دات کام
 

استفاده از مطالب اين وبلاگ تنها با ذکر منبع امکان پذير مي باشد